وقتی یک واژه، سرنوشت ادعا را تغییر میدهد
در بسیاری از پروژههای بزرگ صنعتی، اختلافات قراردادی نه از ضعف فنی، بلکه از برداشت نادرست از نوع قرارداد آغاز میشود. یکی از رایجترین این سوءبرداشتها، یکسان فرضکردن قراردادهای EPC و Turnkey است؛ در حالیکه این دو، اگرچه بهظاهر نزدیکاند، اما از منظر تقسیم ریسک، حدود تعهدات و امکان طرح ادعا (Claim) تفاوتهای بنیادین دارند.
این مقاله با نگاهی کاربردی و مبتنی بر تجربه پروژههای واقعی، به بررسی تفاوت EPC و Turnkey میپردازد و نشان میدهد چگونه این تفاوت میتواند سرنوشت یک ادعای چندمیلیوندلاری را تغییر دهد.
EPC و Turnkey؛ تفاوت در اسم یا تفاوت در منطق؟
در سطح اسمی، هر دو قرارداد شامل طراحی، تأمین و اجرا هستند. اما در سطح قراردادی، سؤال اصلی این نیست که چه کاری انجام میشود؛ بلکه این است که:
ریسک تحقق نیاز کارفرما با چه کسی است و تا کجا؟
قرارداد EPC چیست؟
در قرارداد EPC (Engineering, Procurement, Construction)، پیمانکار متعهد میشود پروژه را مطابق الزامات تعریفشده کارفرما طراحی و اجرا کند. مبنای قیمت، برنامه و تعهدات پیمانکار، همان Scope و دادههایی است که در اسناد قرارداد (Employer’s Requirements، پیوستها و نقشههای پایه) آمده است.
در این مدل:
-
کارفرما مسئول تعریف نیازها است
-
پیمانکار مسئول تحقق آن نیازها
-
هر تغییری در نیازهای تعریفشده، اصولاً Change / Variation محسوب میشود
این منطق بهوضوح در چارچوب FIDIC Yellow Book دیده میشود.
قرارداد Turnkey چیست؟
Turnkey یک سطح بالاتر از تعهد است، نه صرفاً یک نام دیگر برای EPC. در قراردادهای Turnkey واقعی، پیمانکار مسئول است که پروژه را بهگونهای تحویل دهد که:
-
برای هدف مورد نظر کارفرما قابل بهرهبرداری باشد
-
تستهای عملکردی را پاس کند
-
خروجی نهایی (Output) را تضمین نماید
اما نکته کلیدی اینجاست:
Turnkey به معنای پذیرش تغییرات نامحدود کارفرما نیست.
حتی در سختگیرانهترین نمونههای Turnkey، مانند FIDIC Silver Book، اگر کارفرما الزامات اولیه خود را تغییر دهد، این تغییر همچنان Variation محسوب میشود.
خطای رایج: Turnkey یعنی «همهچیز با پیمانکار»
در بسیاری از اختلافات، کارفرما به عباراتی مانند Lump Sum یا Turnkey استناد میکند تا آثار مالی و زمانی تغییرات را به پیمانکار منتقل کند. این استدلال معمولاً از یک خلط مفهومی ناشی میشود:
-
Turnkey یعنی مسئولیت تحقق نیاز تعریفشده
-
نه مسئولیت پذیرش نیازهای جدید یا تغییریافته
اگر این دو با هم یکی فرض شوند، قرارداد عملاً از یک ابزار تخصیص ریسک، به یک ابزار انتقال یکطرفه ریسک تبدیل میشود؛ چیزی که نه در FIDIC و نه در رویههای داوری پذیرفته نیست.
یک مثال عملی: افزایش مساحت ساختمانها
برای روشنشدن تفاوت EPC و Turnkey، یک مثال واقعی را بررسی کنیم.
وضعیت قراردادی
در پیوست فنی قرارداد، فهرست ساختمانهای پروژه بهصورت شفاف ارائه شده است:
-
نوع هر ساختمان
-
کاربری
-
مساحت دقیق (m²)
این اعداد مبنای:
-
قیمتگذاری
-
برنامهریزی
-
طراحی اولیه
قرار گرفتهاند.
چه اتفاقی افتاد؟
پس از انعقاد قرارداد:
-
کارفرما نیازسنجی مجدد انجام داد
-
الزامات بهرهبرداری و ایمنی تغییر کرد
-
از پیمانکار خواسته شد ساختمانها بازطراحی شوند
-
نتیجه: افزایش مساحت تعدادی از ساختمانها
استدلال کارفرما
کارفرما اعلام کرد:
قرارداد Turnkey و Lump Sum است، بنابراین افزایش مساحت ناشی از طراحی با پیمانکار است.
تحلیل قراردادی (نقطه تمایز EPC و Turnkey)
در اینجا تفاوت واقعی EPC و Turnkey آشکار میشود:
-
مساحت ساختمانها قبلاً عدد قراردادی داشتهاند
-
افزایش مساحت، تغییر در Quantity است، نه صرفاً جزئیات طراحی
-
تغییر Quantity ناشی از نیاز جدید کارفرما بوده، نه بهینهسازی پیمانکار
حتی در قرارداد Turnkey:
تغییر در Employer’s Requirements مساوی است با Variation
بنابراین:
-
این افزایش مساحت Change محسوب میشود
-
آثار مالی و زمانی آن قابل مطالبه است
-
استناد کلی به Turnkey، جایگزین بند صریح انتقال ریسک نمیشود
چرا این تفاوت در طرح ادعا حیاتی است؟
در طرح ادعا (Claim):
-
اگر قرارداد EPC تلقی شود پس تغییر نیاز = Claim قابل دفاع
-
اگر Turnkey بهاشتباه تفسیر شود در نتیجه موضع Claim در همان ابتدا تضعیف میشود
تیمهای حرفهای مدیریت ادعا، بهجای بحثهای کلی، دقیقاً روی این مرز تمرکز میکنند:
آیا تغییر رخداده، توسعه طبیعی طراحی است یا تغییر در Scope؟
پاسخ به این سؤال، نه در شعار Turnkey، بلکه در اعداد، پیوستها و منطق تخصیص ریسک نهفته است.
جمعبندی: EPC یا Turnkey؛ مسئله این نیست، تفسیر درست مهم است
تجربه پروژههای بزرگ صنعتی نشان میدهد:
-
بسیاری از اختلافات EPC از جایی شروع میشود که مفاهیم بهدرستی تفکیک نشدهاند
-
Turnkey یک «چک سفید امضا» برای کارفرما نیست
-
ادعاهای موفق، بر پایه تحلیل دقیق Scope، Quantities و Employer’s Requirements شکل میگیرند
در نهایت، آنچه در دعاوی قراردادی تعیینکننده است، نه عنوان قرارداد، بلکه درک عمیق از منطق آن است؛ جایی که تجربه عملی و تسلط بر متون استاندارد، تفاوت مشاور حرفهای و غیرحرفهای را آشکار میکند.








