مقدمه: وقتی خرید صنعتی، تعیینکننده سرنوشت پروژه میشود
در پروژههای نفت، گاز، فولاد و زیرساختهای بزرگ، هزینه خرید تجهیزات معمولاً بیش از نیمی از بودجه پروژه را تشکیل میدهد. همین عدد کافی است تا درک کنیم چرا Industrial Procurement باید ساختاری شفاف، کنترلشده و حرفهای داشته باشد.
اگر این ساختار وجود نداشته باشد، پروژهها با تأخیر، هزینههای اضافی، ادعاهای قراردادی و مشکلات فنی روبهرو میشوند.
در شرکتهای حرفهای دنیا، چرخه خرید به سه مرحله اصلی تقسیم میشود:
-
BPO – Before Purchase Order (قبل از سفارش)
-
APO – After Purchase Order (بعد از سفارش)
-
Logistics – تا تحویل کالا به سایت
در ادامه مقالات قبلی، در این مقاله، این سه مرحله را ساده، روان و ۱۰۰٪ کاربردی توضیح میدهیم تا هر مدیر پروژه یا مهندس خرید بتواند تصویر دقیقی از فرآیند خرید داشته باشد.
۱) مرحله اول: BPO – جایی که تصمیمهای بزرگ گرفته میشود
BPO، مرحله برنامهریزی، تحلیل و انتخاب است.
افراد این بخش همان Buyerها هستند؛ کسانی که باید علاوه بر مهارت خرید، مذاکره، تحلیل قیمت و شناخت بازار، کاملترین درک فنی ممکن را داشته باشند.
اهمیت MR و Inquiry Package
تمام ماجرا از MR (Material Requisition) شروع میشود—درخواستی که مهندسی صادر میکند و تعریف میکند چه چیزی باید خریداری شود.
پس از آمادهشدن MR، Buyer باید Inquiry Package را برای Vendorهای واجد شرایط ارسال کند.
TL و TC؛ دو ابزار حیاتی در BPO
در این مرحله دو ابزار مهم وجود دارد که اگر درست انجام نشوند، کل پروژه زیر سؤال میرود:
TC – Technical Clarification
پرسشها و درخواستهای فنی که برای رفع ابهامات ارسال میشود.
TL – Technical Leveling
مقایسه خطبهخط پیشنهاد Vendor با MR و مشخصات فنی.
TL کمک میکند پیشنهادهای مختلف در یک سطح مشترک قرار گیرند و اختلافها شفاف دیده شوند.
TL اختلافها را کشف میکند؛ TC ابهامها را برطرف میکند.
اگر TL و TC ناقص باشند، TBE اشتباه و PO پرریسک خواهد بود.
گزارش QSR؛ خروجی اصلی BPO
QSR وضعیت MR، Vendorها، TL/TC، ارزیابی فنی–تجاری و مشخصات PO منتخب را نشان میدهد.
مدیر پروژه با QSR میفهمد فرایند خرید موفق بوده یا خیر.
۲) مرحله دوم: APO – جایی که ۹۰٪ ریسک خرید رخ میدهد
از لحظهای که PO صادر میشود، وارد APO میشویم—مرحلهای که مهمترین نقش را Expeditor ایفا میکند.
Expeditor مدیر یک «مینیپروژه» است.
او باید تولید، تست، بازرسی، مدارک، بستهبندی و حمل را کنترل کند.
اگر Expediting ضعیف باشد، پروژه مستقیماً با تأخیرهای سنگین روبهرو میشود.
MPS؛ نقشه تولید Vendor
MPS (Master Production Schedule) سند اصلی کنترل تولید است.
Expeditor باید همه چیز را طبق MPS پایش کند:
-
تأمین مواد
-
شروع ساخت
-
مراحل ماشینکاری
-
مونتاژ
-
تستها (Hydro, NDT, FAT…)
-
QC
-
بستهبندی
-
آمادهسازی حمل
Vendor بدون MPS یعنی Expeditor کور است و فقط به تاریخهای شفاهی تکیه میکند—و این یک ریسک جدی است.
کنترل PL قبل از QC؛ تفاوت نیروهای حرفهای و غیرحرفهای
یک Expeditor حرفهای هیچوقت اجازه نمیدهد QC یا TPI با PL اشتباه روبهرو شود.
چک PL قبل از QC یعنی چه؟
یعنی Expeditor قبل از اعزام بازرس، PL اولیه Vendor را با موارد زیر تطبیق دهد:
-
PO
-
تعداد اقلام
-
وزن و حجم
-
شماره سریال / TAG
-
مدل
-
مشخصات فنی
اگر این کار انجام نشود، QC در بازرسی کالا را Reject میکند و پروژه چند هفته عقب میافتد.
اشراف قراردادی؛ سلاح پنهان Expeditor حرفهای
Expeditor بدون درک کامل از PO مانند مدیری است که اختیار ندارد.
او باید بداند:
-
Vendor چه تعهد زمانی دارد
-
چه مدارکی باید تحویل دهد
-
چه تستهایی اجباری است
-
چه بندهایی اجازه LD یا Acceleration میدهد
-
چه الزامات ITP و MDR وجود دارد
با این اطلاعات، Expeditor میتواند:
-
نامه رسمی هشدار تأخیر صادر کند
-
Vendor را مجبور به اصلاح MPS کند
-
Acceleration Plan درخواست کند
-
مدارک ناقص را طبق PO پیگیری کند
-
NCR را مستند برگرداند
پیگیری غیررسمی کافی نیست. Expeditor حرفهای با نامهنگاری دقیق و مستند، Vendor را کنترل و راهبری میکند.
PSR؛ شفافترین گزارش وضعیت خرید
PSR (Procurement Status Report) تصویر واقعی از وضعیت تولید، تست و حمل است.
این گزارش باید:
-
درصد پیشرفت ساخت طبق MPS
-
وضعیت تستها
-
وضعیت مدارک فنی
-
وضعیت PL
-
وضعیت ECS / ETD / ETA
-
وضعیت اسناد حمل
-
ریسکها و اقدام اصلاحی
را نشان دهد.
PSR خوب، قابل تصمیمگیری است.
PSR ضعیف → مدیر پروژه در تاریکی حرکت میکند.
۳) مرحله سوم: Logistics – آخرین حلقه زنجیره تأمین
وقتی کالا Ready for Shipment میشود، لجستیک وارد عمل میشود.
لجستیک پروژهای حساس است چون کالاها معمولاً حجیم، گرانقیمت و زمانحساس هستند.
تقسیم بار سهگانه
-
Heavy Lift: کمپرسور، مبدل، تجهیزات سنگین
-
Semi-Heavy: پمپ، مخازن کوچک، اسکیدها
-
Light Cargo: ابزار دقیق، تجهیزات برق
هر کدام نیازمند روش حمل و اسناد مخصوص خود هستند.
Logistic Window؛ خط قرمز زمانی حمل
Logistic Window یعنی بازه زمانی مشخصی که کالا باید در آن حمل شود.
سه شاخص اصلی:
-
EDD (Earliest Delivery Date)
-
LDD (Latest Delivery Date)
-
CSD (Confirmed Shipping Date)
اگر کالا دیر آماده شود → دموراژ، از دست رفتن کشتی، تأخیر سایت
اگر زودتر آماده شود → هزینه انبارداری و ریسک آسیب
Expeditor باید تولید را طوری مدیریت کند که کالا دقیقاً درون Logistic Window آماده شود.
نقش مشاور حرفه ای؛ یکپارچهسازی واقعی خرید صنعتی
تیم مشاور حرفه ای با ساختاردهی چرخه خرید از BPO تا APO و لجستیک، سه مزیت کلیدی ارائه میدهد:
۱. استانداردسازی TL/TC در BPO
برای جلوگیری از ابهام در TBE و جلوگیری از مشکلات APO.
۲. پایش تولید بر اساس MPS و PSR
با گزارشدهی عددی، مرحلهای و ریسکمحور.
۳. همگامسازی APO و لجستیک
برای جلوگیری از شکست Logistic Window و تأخیر سایت.
این رویکرد باعث کاهش Claims، افزایش Predictability و مدیریت شفاف زنجیره تأمین میشود.
جمعبندی
خرید صنعتی تنها یک فرآیند اداری نیست؛ قلب پروژه است.
وقتی BPO دقیق انجام شود، APO با MPS و PSR مدیریت شود و لجستیک با Logistic Window هماهنگ باشد، پروژه بدون غافلگیری پیش میرود.
این همان رویکرد IPM-Assist است:
Industrial Procurement با ساختار، داده و کنترل واقعی
نه حدس و تلاش بیهوده.








